Super User

کلینیک امید تهران: نتایج یک مطالعه جدید نشان داد، مردانی که حامل نوع خاصی از نقص ژنتیکی هستند، دو برابر بیشتر از سایرین در خطر ابتلا به سرطان پروستات قرار دارند.
 نقص در ژن BRCA۲ عموما با سرطان های پستان و تخمدان در زنان ارتباط داده می شود. خطر ابتلای حاملان این ژن به سرطان پستان پس از رسیدن به سن۷۰ سالگی، ۵۰ تا ۸۵ درصد است.
نتایج یک مطالعه جدید بر روی یک جامعه آماری بزرگ از مردان، نشان داد خطر ابتلا به سرطان پروستات در آن دسته از مردانی که حامل این نقص ژنتیکی هستند، به میزان قابل توجهی بالاست. نتایج این پژوهش همچنین نشان داد که تومورهای سرطانی در این دسته از مردان نسبت به سایرین تهاجمی تر هستند.
به گفته پژوهشگران، مردانی که این نقص ژنتیکی را دارند باید به طور منظم تست غربالگری سرطان را انجام دهند.
این پژوهش بر روی ۹۰۲ فرد حامل نقص در ژن BRCA۲ و ۴۹۷ نفر که این نقص را نداشتند، انجام شد.
محققان می گویند که از هر ۳۰۰ مرد سفیدپوست یک نفر ممکن است حامل این نقص زنتیکی باشد که البته همه آن ها به سرطان پروستات مبتلا نمی شوند.

کلینیک امید تهران: طبق مطالعه اخیر محققان، نوشیدن دو یا چند لیوان نوشابه با افزایش خطر مرگ مرتبط است.
 محققان مرکز تحقیقات سرطان فرانسه هشدار می دهند مصرف زیاد نوشابه های حاوی قند و نوشابه شیرین با شیرین کننده های مصنوعی با میزان وقوع بیشتر مرگ و میر به هرعلتی مرتبط است.
«نیل مورفی»، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «ما دریافتیم مصرف زیاد نوشابه با افزایش خطر مرگ به هر دلیلی مرتبط است و این موضوع در مورد نوشابه های شیرین شده با مواد قندی یا شیرین کننده های مصنوعی فرقی نمی کند.»
وی در ادامه می افزاید: «نتایج ما نشان می دهد که محدودیت مصرف این نوع نوشابه ها و جایگزینی آنها با نوشیدنی های سالم تر نظیر آب بسیار مهم است.»
در این مطالعه، حدود 452 هزار زن و مرد از 10 کشور اروپایی شرکت داشتند.
در این مطالعه، نوشیدن دو لیوان نوشابه یا بیشتر در روز با مصرف کمتر از یک لیوان در ماه مقایسه شد. این افراد به مدت 16 سال تحت نظر بودند که در این مدت 41,693 مورد مرگ ثبت شد.
طبق این مطالعه، 43 درصد به دلیل سرطان، 21.8 درصد به دلیل بیماری های گردش خون و 2.9 درصد به دلیل بیماری های گوارشی فوت کرده بودند.
محققان براساس این یافته ها بر محدود کردن بیشتر مصرف نوشابه ها تاکید دارند.

سه شنبه, 26 شهریور 1398 ساعت 09:55

تومور مغزی و ۸ نشانه خاموش آن

کلینیک امید تهران: نشانه‌های سرطان یا تومور مغزی بسیار شبیه سایر بیماری‌ها رومزه مانند سر درد و یا حتی افسردگی است.
علائم سرطان مغز یا وجود تومور مغزی بسیار شبیه سایر بیماری‌های معمول است از سردرد تا افسردگی. به همین دلیل بسیاری از اوقات این نشانه‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرند و فرد آن‌ها را به مشکلات دیگری مرتبط می‌داند و وقتی متوجه بیماری می‌شود که بیماری پیشرفت زیادی کرده است. برای اینکه با علائم تومور مغزی آشنا شوید با ما همراه باشید.
خبر خوب این است که سرطان مغز کمتر از یک درصد جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و خبر بد این است که تومور‌های مغزی اغلب همراه با نشانه‌های کمی هستند و این علائم خود را به صورت بیماری‌های روزمره مانند سردرد و خستگی پنهان می‌کنند. برای هشت نشانه خاموش، اما جدی تومور مغزی و اینکه برای آن‌ها باید به پزشک مراجعه کنید یا خیر ادامه مطلب را بخوانید.

۱- سردرد‌های مداوم
حتی برای پزشکان نیز بسیار دشوار است تا تفاوت بین سردرد (یا میگرن کامل) ناشی از تومور‌های مغزی و مواردی که بنا به دلایل دیگر رخ می‌دهند را متوجه بشوند. مایک چن متخصص مغز و اعصاب و دانشیار بخش جراحی در شهر هوپ می‌گوید: بهترین شاخص، سردرد جدید روزانه است که جوری است که انگار نمی‌خواهد از بین برود.
این سردرد‌ها با گذشت زمان بدتر می‌شوند و اغلب صبح هنگام بیدار شدن، زمانی که فشار داخلی جمجمه ناشی از دراز کشیدن در رختخواب بیش از یک ساعت در یک دوره زمانی باشد، ظاهر می‌شود.
این درد صرفنظر از اندازه تومور یا سرعت رشد آن می‌تواند به شدت متفاوت باشد. دکتر سانتوش کزاری متخصص انکولورژی مغز می‌گوید: یک تومور کوچک با رشد سریع می‌تواند یک سردرد شدید نسبت یک تومور بزرگ با رشد آهسته داشته باشد و نوع خاصی از سردرد وجود ندارد که بتوان پیش بینی کرد که آیا فرد تومور مغزی دارد یا خیر. نکته کلیدی این است که یک سردرد مداوم و جدید است که به هیچ گونه درمانی، از جمله دارو‌های بدون نسخه پاسخ مثبت نمی‌دهد.

۲- از بین رفتن ظاهری بینایی
بیمارانی که این علامت خاص را تجربه می‌کنند ممکن است از آن آگاه نباشند جز اینکه آن را با یک تومور مغزی ارتباط دهند. آن‌ها حتی تغییر کیفیت بینایی خود را متوجه نمی‌شوند تا زمانی که به طور مداوم با چیز‌هایی که در یک طرف بدنشان قرار دارد برخورد کنند یا تصادفات مکرر را به خاطر از دست دادن بخشی از بینایی تجربه کنند.
کریستوفر کاروبا مدیر اجرایی آموزش پزشکی در در دانشکده پزشکی توتورز می‌گوید: این نشانه خاص یا اختلال بینایی محیطی به عنوان همیانوپسی بیتمپورال شناخته می‌شود. ما اغلب این علامت را به عنوان تومور‌های هیپوفیز تشخیص می‌دهیم که فشرده شدن کیاسمای بینایی یا بخشی از مسیر بصری است. سرطان مغز یکی از بیماری‌های شگفت انگیز است که پزشکان چشم در ابتدا می‌توانند تشخیص دهند.

۳- ضعف و بی حالی
قشر مغزی موتور حرکت بدن را روشن می‌کند و حرکت عضلات را در سراسر بدن کنترل می‌کند. دکتر چن می‌گوید: قشر حرکتی سمت راست، سمت چپ بدن شما را کنترل می‌کند و قشر حرکتی سمت چپ، سمت راست بدن شما را کنترل می‌کند. اگر تومور‌ها در هر کجای این مسیر وجود داشته باشند، این سیگنال‌ها به طور کامل مختل می‌شوند و نتیجه آن از دست دادن عملکرد است.
اگر شما یک تومور مغزی دارید، ممکن است درد را در اندام خود تجربه نکنید، اما در عین حال ممکن است که پا یا دست راست یا بازوی شما به شیوه‌ای که استفاده کرده‌اید یا در تمامی روش‌ها پاسخ ندهد. پا‌های ضعیف ممکن است به این معنی باشد که کمبود ویتامین D. دارید.

۴- لکنت زبان و سخنان بریده بریده
مشکلات زبان مانند لکنت زبان، مشکل در نامگذاری اشیا و یا درک آنچه دیگران می‌گویند، علائم کلیدی تومور در لبه‌های پیشانی یا لوب گیجگاهی است، مناطق مغز مرتبط با عملکرد حرکتی گفتار و درک زبان، دکتر کاروبا می‌گوید: دو مرکز صبحت کردن در مغز وجود دارد که در ناحیه چپ- ناحیه ورنیکل قرار دارند که به ما اجازه می‌دهند تا گفتار را درک کنیم و ناحیه بروکا که عضلاتی که صدا را می‌سازند فعال می‌سازد. هنگامی که یک تومور در مغز حضور دارد، هر دو قابلیت اغلب مسدود شده است.

۵- دمدمی مزاجی و رفتار‌های مخاطره آمیز
بیماران مبتلا به تومور مغزی ممکن است افسردگی، خشم یا اضطراب را تجربه کنند، حتی اگر معمولا این احساسات را نشان ندهند. سومیت وایدرا جراح مغز و اعصاب دانشگاه کالیفرنیا اروین گفت: این موضوع مربوط به تحریک تومور یا فشرده سازی بخش‌های لبه جلویی است که منجر به بسیاری از ویژگی‌های شخصیت ما می‌شود.
بیماران همچنین ممکن است تغییرات در رفتار را تجربه کنند، از جمله عصبانیت یا تحریک بیشتر، دخالت در رفتار‌های خطرناک، نشان دادن رفتار آشکار جنسی یا نشان دادن از دست دادن مهار. یک تومور بزرگ با رشد سریع در لوب جلویی حتی می‌تواند شخصیت و قضاوت شخص را تغییر دهد طوری که با رفتار جنایی یا مشکلات روانپزشکی اشتباه گرفته شود.

۶- از دست دادن شنوایی یا زنگ زدن گوش
لوب گیجگاهی که در بخش نیمه پایینی کورتکس پشت تمپلز قرار دارد، مسئول پردازش توانایی شما برای شنیدن صدا‌ها و همچنین توانایی شما برای درک زبان و گفتگو است. دکتر کاروبا گفت: اگر دچار مشکلات شنوایی از یک طرف و یا احساس زنگ زدن مستمر به نام وز وز گوش شدید، بهتر است با پزشک خانوادگی خود صحبت کنید تا تعیین کند که آیا علائم شما به اندازه کافی شدید هست تا به یک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید یا خیر.

۷- ناباروری
مغز تقریبا کنترل همه چیز را در بدن ما از جمله تولید هورمون بر عهده دارد. چن می‌گوید: این کار با استفاده از یک بخش متصل شناخته شده به نام غده هیپوفیز، که یک ساختار با اندازه نخود در پایه مغز است، انجام می‌شود. تومور‌هایی که بر غده هیپوفیز تاثیر می‌گذارند می‌توانند مقدار زیادی هورمون را ترشح کنند یا از فعالیت عادی هیپوفیز جلوگیری کنند. به همین دلیل است که بسیاری از زنان مبتلا به تومور مغزی قادر به تولید شیر نیستند.

۸- از دست دادن تعادل
یکی از نواحی مغز که نقش مهمی را در عملکرد مغز دارد، ساقه مغز است. اگر به هنگام شروع پیاده روی با دشواری مواجه هستید به خصوص در تاریکی، و تمایل دارید که در یک سمت بمانید، این می‌تواند یکی از نشانه‌های ناشی از تومور‌های مخچه باشد، ناحیه مخ مسئول تعادل و هماهنگی است. مشکلات تعادل همچنین یکی از نشانه‌های خاموش بیماری مولیتپل اسکلروز یا MS است.

سه شنبه, 26 شهریور 1398 ساعت 09:50

سریعترین راه‌ها برای کاهش هورمون استرس

کلینیک امید تهران: روش‌های ساده‌ای که موجب کاهش و تعدیل سطح این هورمون می‌شود در این مطلب مرور کنید.
کورتیزول هورمون اصلی استرس بدن است. وقتی فرد دچار استرس می‌شود، غدد فوق کلیوی هورمون استروئیدی کورتیزول را آزاد می‌کند که در بسیاری از عملکرد‌های بدن از جمله کنترل میزان قند خون نقش دارد.
سطح کورتیزول در خون معمولاً در صبح بیشتر است و به تدریج در طول روز کاهش می‌یابد. کورتیزول همچنین در تنظیم چرخه خواب بدن، مدیریت نحوه استفاده بدن از کربوهیدرات ها، چربی‌ها و پروتئین ها، کاهش التهاب، کنترل فشار خون، نقش دارد.
سطح بالای کورتیزول می‌تواند باعث بروز بیماری‌ها و علائم مختلف از جمله فشار خون بالا، دیابت نوع دو، خستگی، اختلال در عملکرد مغز و عفونت شود.
مقدار بسیار کم و بیمارگونه کورتیزول هم می‌تواند باعث بیماری آدیسون شود که علائمی شامل خستگی، سرگیجه، ضعف عضلانی، کاهش وزن تدریجی، تغییر در خلق و خوی و فشار خون پایین را در پی دارد.

راه‌های طبیعی برای کاهش هورمون کورتیزول
اگر ارتباط بین مغز و غده آدرنال به درستی کار کند، بدن در صورت لزوم باید بتواند تولید کورتیزول را افزایش  یا کاهش دهد.
با این حال، سطح کورتیزول ممکن است حتی پس از حل یک وضعیت استرس زا بالا باقی بماند و این موضوع می‌تواند تأثیر منفی بر سلامتی فرد داشته باشد اما روشهائی برای کاهش و تعدیل سطح کورتیزول وجود دارد تا بدن به طور مناسب استرس را مدیریت کند.

کاهش استرس
افرادی که سعی در کاهش سطح کورتیزول دارند در صورت امکان با دور نگه داشتن خود از موقعیت‌های استرس زا و یا یادگیری چگونگی مقابله بهتر با استرس، این کار را انجام دهند.
در مواردی که این مسئله بسیار دشوار است، برخی از دارو‌ها می‌توانند در بهبود تحمل استرس و کاهش سطح کورتیزول نقش داشته باشند.

داشتن یک رژیم غذایی مناسب
فردی که سعی در کاهش سطح کورتیزول دارد، باید یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشد و به میزان قند مواد غذائی مصرفی خود توجه کند.
برخی از موادغذایی که می‌تواند به پایداری سطح کورتیزول کمک کند شامل شکلات تلخ، موز و گلابی، چای سیاه یا سبز، پروبیوتیک‌ها مانند ماست و مقدار کافی آب هستند.

خواب مناسب
میزان خواب فرد می‌تواند بر میزان کورتیزول آن‌ها تأثیر بگذارد. خواب شبانه بد یا کمبود خواب به مدت طولانی می‌تواند منجر به افزایش سطح کورتیزول در جریان خون شود.

تمرین آرامش
افرادی که استرس را تجربه می‌کنند می‌توانند با تمرین آرامش، آن را مدیریت کنند. حتی تمرین‌های ساده تنفس می‌تواند به فرد کمک کند تا با استرس به طور مؤثر مقابله کند.
تحقیقات نشان داده است که تمرینات آرامش بخش و گوش دادن به موسیقی آرامش بخش هم می‌تواند سطح کورتیزول را کاهش دهد.

خنده و تفریح
تفریح می‌تواند سطح کورتیزول یک فرد را کاهش دهد؛ صرف ۲۰ دقیقه زمان برای تفریح در طبیعت، میزان کورتیزول را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد؛ مطالعات نشان داد که سطح کورتیزول در پاسخ به خنده هم کاهش می‌یابد.
داشتن نگرش مثبت و حس خوشبختی هم به پایین آمدن سطح کورتیزول منجر می‌شود و مزایای دیگری مانند فشار خون پایین و سیستم ایمنی قوی‌تر را به دنبال دارد.

ورزش کردن
ورزش می‌تواند به کاهش کورتیزول کمک کند، اما ورزش شدید می‌تواند باعث افزایش سطح آن شود.

خودداری از مصرف کافئین در شب
افرادی که سعی در کاهش سطح کورتیزول دارند، باید از مصرف غذا‌ها و نوشیدنی‌های حاوی کافئین در عصر خودداری کنند؛ کافئین می‌تواند در خواب شبانه اختلال ایجاد کند و خواب خوب سطح کورتیزول را پایین نگه می‌دارد.
افراد باید قبل از رفتن به رختخواب، موبایل خود را خاموش کنند و فقط استراحت کنند؛ محدود کردن میزان مصرف مایعات قبل از خواب هم می‌تواند احتمال خواب آشفته را به حداقل برساند.

داشتن روابط خوب
روابط پایدار و دوستانه با دوستان و خانواده می‌تواند به شخص در شرایط استرس زا کمک کنند.

کلینیک امید تهران: دلایل مختلفی وجود دارد که منجر به ضعف ایمنی بدن و افزایش خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند آنفلوآنزا، سرماخوردگی و حتی انواع سرطان‌ها می‌شود.
readersdigest سیستم ایمنی از بدن در برابر ویروس ها، باکتری‌ها و هر نوع عامل بیماری زای دیگری محافظت می‌کند. تغذیه نامناسب، استرس و یا عفونت ها، اختلالاتی در عملکرد این سیستم ایجاد می‌کند:
متوسل شدن به آنتی بیوتیک ها: آنتی بیوتیک‌ها می‌تواند باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن گردد. زنان بیشتر از مردان از چنین دارو‌هایی برای مبارزه با عفونت‌های مجاری ادرار و مثانه استفاده می‌کنند. مصرف مکرر چنین دارو‌هایی باعث از بین رفتن باکتری‌های مفید و غیر مفید در روده می‌شود. زمانی که باکتری‌های مفید در مخاط روده وجود نداشته باشد، سموم دوباره جذب بدن می‌گردد و در نتیجه سیستم ایمنی ضعیف‌تر خواهد شد.


قرار گرفتن در معرض آلاینده ها: فقط قرار گرفتن در معرض کمتر از یک میلیونیم گرم از آلاینده‌هایی مانند جیوه، آفت کش‌های خاص، و ... برای اخلال در سیستم ایمنی بدن کافیست. از آنجا که این مواد شیمیایی برای چندین دهه در محیط باقی می‌مانند، به زنجیره غذایی نیز انتقال می‌یابند و به شکل یک مهاجم خارجی، تضعیف کننده سیستم ایمنی بدن هستند. کاهش مواجهه با سموم غیر ضروری مانند سیگار، الکل، و مواد مخدر حداقل کاری است که برای دور شدن از خطرات این سموم می‌توان انجام داد. استفاده از شوینده‌ها و سایر محصولات پاک کننده کمتر سمی نیز توصیه می‌شود. به برچسب محصولات غذایی نیز باید دقت کرد و از خرید محصولاتی که مواد غیر ضروری شیمیایی دارند، اجتناب نمود.

کمبود خواب: با خوابی راحت سیستم ایمنی را بازسازی کنید. در واقع کمبود خواب یکی از آشکارترین دلایل تضعیف سیستم ایمنی محسوب می‌شود و در قرن ۲۱ این کمبود در مقیاس وسیع مشاهده شده است! در طی ۱۳۰ سال اخیر، میانگین خواب شبانه از ۷ ساعت به ۶ساعت و ۱۵ دقیقه تقلیل یافته که ضعف سیستم ایمنی را تشدید می‌کند.

کم تحرکی: عدم ورزش می‌تواند منجر به تشدید خطر ابتلا به عفونت دستگاه تنفسی فوقانی بخصوص در کسانی شود که کمتر از یک بار در هفته ورزش هوازی انجام می‌دهند. در واقع می‌توان گفت: انجام ورزش‌های هوازی برای بیش از ۵ بار در هفته منجر به تقویت سیستم ایمنی بدن و محافظت در برابر ابتلا به بیماری‌ها و عفونت‌ها می‌شود.

استرس بیش از حد: استرس نه تنها سیستم دفاعی بدن را در برابر عفونت‌ها یا زخم‌ها دچار مشکل می‌کند بلکه می‌تواند باعث افزایش التهاب در بدن شود. استرس‌های غیرمزمن، ظرف چند ساعت قابل جبران است. با طولانی شدن زمان استرس، شدت تغییرات سیستم ایمنی بیشتر شده و انواع بیشتری از سلول‌ها را درگیر می‌کند. تجمع استرس‌ها باعث می‌شود یک استرس کوچک هم در شرایطی بتواند موجب اختلال عملکرد سیستم ایمنی و بروز بیماری شود که از شایع‌ترین آن‌ها افسردگی است و افزایش وقوع بیماری‌هایی مثل سرطان و نیز سیر نامطلوب این بیماری‌ها را موجب می‌شود.

مصرف چربی‌های نامطلوب: چربی‌های اشباع عملکرد سیستم ایمنی بدن را مختل کرده و درست مانند استرس، باعث افزایش التهاب می‌شود. از سوی دیگر مصرف چربی‌های غیر اشباع و چربی‌های امگا ۳ فرایند ضد التهابی در بدن ایجاد می‌کند.

کلینیک امید تهران: رضا جعفری کارشناس ارشد رادیوبیلوژی در گفتگو با رادیو سلامت گفت در حوزه ی پاراکلینیک ارتباطی بین پزشک و رادیولو؟ژیست وکارشناس رادیولوژی وجود ندارد وهمین امر باعث افزایش درخواست های سی تی اسکن و رادیو لو ژی می شود .
 این کارشناس گفت: در تحقیقی که در دانشگاه اصفهان در سال 96 انجام شد حدود 78/3 درصد از درخواست های منجر به جواب نرمال شد این نشان می دهد با مشورت یا معاینه بالینی بهتر این درخواست ها به تعداد قابل توجهی کاهش یابد .
در یک سی تی اسکن ریه حدود 120 برابر یک رادیو گرافی قفسه ی سینه اشعه ایکس جذب بیمار می شود.
متاسفانه برخلاف خیلی از کشورها که ngoها وارگان هی دولتی نظارت شدیدی بر دوز جذبی بیماران دارند:متاسفانه در کشور ما اینگونه نیست وانجمن علوم پرتونگاری باوجود کارشناسان مطلع وآگاه واعلام آمادگی برای کمک به کاهش دوز جذبی جامعه هنوز مورد استقبال دستگاهای متولی قرار نگرفته است.
جعفری گفت: در اهمیت ثبت وکنترل دوز جذبی مردم باید بگویم که طی تحقیقی که درسال 2007 در آمریکا صورت گرفته است ازمیان 70 میلیون سی تی اسکن صورت گرفته که تحت آزمایش با اشعه ی ایکس قرار گرفته اند 2900 انواع سرطان در سال بعد از آن به واسطه پرتو گیری ها از این سی تی اسکن ها گزارش شده است واین نشان می دهد ما باید مراقبت جدی کنیم

کلینیک امید تهران: همه ما این تجربه را داشته ایم که وقتی کسی در حضور ما خمیازه می کشد ما هم بی اختیار خمیازه می کشیم. یا اگر کسی بخندد حس خنده به ما هم سرایت می کند. استرس و اضطراب هم درست مثل خمیازه مسری است و ما می توانیم دچار استرس دست دوم Secondhand stress شویم.

پژوهشگران دریافته اند که 26 درصد افراد با مشاهده شخصی که دچار استرس است سطح کورتیزول شان (هورمون استرس) بالا رفته است. سرایت هیجان هایی مثل خمیازه و استرس حاصل فعال شدن نورون های آیینه ای است. برای همین اگر در محیط کار دچار استرس می شوید بی آنکه دلیلی برای آن وجود داشته باشد احتمالاً باید ببینید کدام یک از همکاران تان دچار استرس است. درست مثل وقتی که راننده تاکسی شما با عصبانیت بوق می زند و شما تا وقت پیاده شدن دچار اضطراب می شوید، وقتی یکی از همکارانتان دچار استرس می شود به شما هم سرایت کرده است. هیجان‌ها یا احساسات ما از طریق یک شبکه‌ی بی‌سیم از نورون‌های آیینه‌ای مثل اینترنت وای فای پخش می شوند و سرایت می کنند، این نورون ها که بخش‌های بسیار کوچک مغز هستند به ما اجازه می‌دهند با دیگران همدلی و غم‌خواری کنیم و احساسات آن ها را درک کنیم. هووارد فریدمن و رونالد ریگیو پژوهشگران دانشگاه ریورساید کالیفرنیا دریافتند اگر یک نفر که در حوزه‌ی دید شما قرار دارد مضطرب و یا بسیار پرهیجان باشد- چه کلامی یا غیرکلامی – به احتمال بسیار زیاد شما نیز آن هیجان‌ یا اضطراب را تجربه می‌کنید.
مشاهدۀ کسی که استرس دارد – به ویژه یک همکار یا عضو خانواده – می‌تواند اثری آنی بر سامانه‌های عصبی شما بگذارد. تحقیقات نشان داده است که استرس دست دوم تا 40 درصد بیش‌تر از یک شریک عشقی سرایت می‌کند تا از غریبه‌ها. با این حال وقتی شما مشغول تماشای فیلمی هستید که در آن شخصیتِ غریبۀ فیلم استرس و اضطراب را تجربه می کند باز هم تا 24 درصد  واکنش استرسی نشان می‌دهید. این امر تاییدی بر این نکته است که چرا نباید قبل از خواب فیلم های ترسناک یا جنایی ببینیم. در حقیقت، دیدن یا شنیدن صدای یک نفر کافی است که استرس او به شما منتقل شود. حتی با بو کشیدن هم استرس سرایت پیدا می کند. یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که استرس باعث ترشح هورمون‌های بخصوصی می‌شود که توسط حواس بویایی دیگران دریافت می‌شود. به این ترتیب حالا دیگر آشکار است که منفی‌نگری‌ و استرس به معنای واقعی می‌توانند مثل سرماخوردگی از طریق هوا به اتاقک مغز ما وارد شوند. با این‌که این پژوهش بسیار پیچیده است، ولی می‌بینیم که منفی‌نگری که از دیگران "می‌گیریم" می‌تواند  بر کسب و کار و نتیجۀ تحصیل آدم‌ها تأثیر بگذارد. پژوهش‌های اخیر نشان داده‌اند که این سرایت منفی نگری، اضطراب و استرس بر سطح سلولی هم تأثیر می‌گذارد و طول عمر ما را کوتاه می‌کند. طبق گزارش بی‌فورهپنیس، شرکت‌هایی مثل ریتز کارلتون، و اسکار هلت‌‌ سیستم پس از آن که از تأثیر استرس دست دوم آگاه شدند، دستورالعملی با عنوان "خالی‌کردن هیجان ممنوع" تدوین کردند برای زمانی که کارکنان اطراف مشتریان یا مریضان هستند. چرا که وقتی پرستار با استرس یا ذهنیت منفی به مریض رسیدگی می کند می‌تواند استرس واگیری به او منتقل کند.
طبق گفته‌ی تام رات -که در مقاله‌ای در ول بی‌اینگ چاپ شده است - : «ذهنیت مثبت کماکان با نتایج سلامتی مثبت هم‌بسته است و بالعکس. ما در دنیای کار بسیار متصل‌مان به شدت در معرض آدم‌های دیگر هستیم». این بدین معنی است که هیجان‌های منفی و استرس حتی می توانند مسری‌تر ‌شوند چون ما در جامعه ای هستیم که به طور روزانه و مداوم در معرض نظرهای منفی مقالات خبری و رسانه‌های اجتماعی؛ زبان‌بدن ِ پراسترس سیاستمداران، استرس آدم‌های مترو و خیابان هستیم که در آن‌جا می‌توانیم رفتارهای غیرکلامی همه را ببینیم. در چنین دنیای بسیار به هم متصلی، احتیاج داریم راه‌هایی را برای بهبود سامانه‌ی ایمنی هیجاناتمان بیابیم، در غیر این صورت با ریسک بالای اثرات منفی استرس‌های دست دوم روبه‌رو هستیم.  ایمن‌سازی در برابر هیجان های دست دوم 1. با استرس نجنگید: در پژوهشی که دکتر آلیا کروم از آزمایشگاه ذهن و بدن دانشگاه استنفورد و پیتر سالووی، موسس مرکز هوش‌هیجانی دانشگاه ییل در بانک سرمایه‌گذاری یوبی‌اس (UBS)انجام داد، مشخص شد اگر شما ذهنیتی مثبت از استرس پیدا کنید و جنگیدن با آن را متوقف کنید، تا 23 درصد کاهش اثرات منفی استرس را تجربه می کنید.

استرس مثبت؛ چگونه با استرس شادتر و سالم‌تر شویم؟
به جای جنگیدن و ناامید‌شدن از آدم‌های منفی اطراف‌تان، آن را به عنوان فرصتی برای مهربانی یا چالشی برای کمک به آن شخص برای مثبت‌تر‌شدن ببینید.
برخی متخصصان روان شناسی نیز توصیه می کنند به جای جنگیدن با افراد منفی، از آنها دوری کنید.

پادتن مثبت ایجاد کنید:

ما به رفتارهایی نیاز داریم که اثرات منفی اشخاص استرسی را خنثی کند. وقتی با رفتار استرسی یک همکار مواجه می شوید با خودآگاهی نسبت به این که شما نباید دچار استرس شوید، بکوشید بر خود مسلط باشید و با لبخند و گفتن جملات پرانرژی و امیدبخش، هم به او انرژی مثبت دهید و هم به خودتان.
همچنین اگر دچار استرس دست دوم شدید، بکوشید با ترتیب دادن برنامه های شاد برای خودتان، پادتن مثبت ایجاد کنید تا اثرات استرس را به حداقل برسانید.

خود ایمن باشید:

عزت‌نفس یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌گیرها برای خنثی کردن استرس دست دوم است. هر چه عزت نفس شما بالاتر باشد، بیش‌تر می‌توانید از پس هر وضعیتی که با آن روبه‌رو شوید، برآیید. مهارت ها و استعدادهای خود را بشناسید و روی آنها کار و تمرین کنید. تمرین، یکی از بهترین راه‌های ایجاد عزت‌نفس است، هر وقت شما تمرین می‌کنید مغز شما از طریق اندوفین‌ها، یک پیروزی را ثبت می‌کند.

خود را واکسینه کنید:

قبل از این‌که از منزل خارج شوید و به محل کار یا محیط‌های پر استرس بروید خودتان را واکسینه کنید.
چند عادت روان‌شناختی مثبت که می تواند به واکسینه کردن مغزمان در برابر ذهنیت‌های منفی دیگران کمک ‌کند عبارت اند از:

-نوشتن سه چیز که قدردان آنها هستید و فکر کردن به نعمت هایی که دارید
-نوشتن دو دقیقه ای یک تجربه مثبت
-نوشتن یک ایمیل قدردانی دو دقیقه‌ای برای یک دوست یا همکار
-خواندن متون الهام بخش و انگیزشی به ویژه صبح ها
-معاشرت با آدم های مثبت و پرانرژی
-انجام چند دقیقه نرمش
-دو دقیقه مراقبه یا مدیتیشن
-گوش کردن به موسیقی های پرانرژی (هرگز غمگین گوش نکنید)

-و سرانجام هر کاری مثبتی که حال تان را خوب می کند از پوشیدن لباس مورد علاقه گرفته تا تفریح دوست داشتنی خودتان

کلینیک امید تهران: بر اساس یک تحقیق جدید مصرف آنتی بیوتیک ها می تواند بر روش ایمنی درمانی در بیماران مبتلا به سرطان اثر منفی شدیدی داشته باشد.
ایمنی درمانی یا ایمونو تراپی روشی درمانی برای بیماری هایی از جمله سرطان است که بر اساس تحریک یا سرکوب سیستم ایمنی بدن عمل می کند. در این روش سلول های کشنده طبیعی (سلول های قرمز در تصویر) سلول های سرطانی (رنگ آبی) را شکار می کنند. به گفته «دیوید پیناتو» که نویسنده اصلی این تحقیق می گوید: «ایمنی درمانی سرطان» می تواند روی حدود ۲۰ درصد از بیماران جواب دهد. اما به سختی می توان پیشبینی کرد که این روش روی فرد جواب می دهد یا خیر.»
در حال حاضر ایمنوتراپی در بین مطرح ترین روش ها برای تحقیقات در زمینه سرطان است و می تواند به طور موثر تومورهای کشنده را هدف قرار داده و نابود کنند. اما بر اساس تحقیقات پژوهشگران کالج سلطنتی لندن مصرف آنتی بیوتیک ها پیش از ایمنی درمانی می تواند به شدت بر این روش درمانی اثر منفی بگذارند.
پژوهشگران دریافته اند افرادی که پیش از ایمنی درمانی آنتی بیوتیک مصرف کرده اند در مقایسه با بیمارانی که هیچ آنتی بیوتیکی در طول ایمونوتراپی دریافت نکرده اند یا همزمان با این دوره مصرف داشته اند احتمال بقای پایین تری دارند و حتی ممکن است سرطان در آنها پیشرفت شدیدتری داشته باشد. محققان معتقدند این مسئله به دلیل مختل شدن تعادل باکتری ها و میکروب ها در روده به دلیل مصرف آنتی بیوتیک است؛ موضوعی که بر سیستم ایمنی اثر می گذارد.
در این تحقیق ۱۹۶ بیمار تحت ایمنی درمانی شرکت داشتند. این افراد به سرطان هایی از جمله گردن، سر و پوست مبتلا بوده اند. ۲۶ بیمار پیش از شروع ایمنی درمانی، آنتی بیوتیک دریافت کرده بودند و ۶۸ نفر دیگر حین درمان آنتی بیوتیک مصرف کردند. متوسط زمان بقای کلی افراد ۱۴٫۶ ماه بود. اما برای گروه اول این مقدار به ۲ ماه کاهش یافت در حالی که برای گروه دوم ۲۶ ماه بود.
به این ترتیب می توان گفت برای بیمارانی که پیش از آغاز ایمن درمانی، آنتی بیوتیک دریافت کرده اند این روش کمتر جواب می دهد و بیماری آنها دو برابر بیشتر احتمال پیشرفت دارد. بنا بر پژوهش اخیر همچنین مشخص شده که تأثیر این موضوع بر اساس کلاس آنتی بیوتیک های مورد استفاده متفاوت است.
پژوهش اخیر خبر از اهمیت زمان مصرف آنتی بیوتیک ها در افرادی می دهد که روش ایمنی درمانی را در پیش گرفته اند. البته به گفته محققان برای درک نحوه عملکرد این موضوع باید مطالعات بیشتری انجام شود.

کلینیک امید تهران: بسیاری از وضعیت های پزشکی از جمله آکنه، واکنش های آلرژیک و حتی افسردگی و اضطراب می تواند ناشی از عدم سلامت روده ها باشد.
اگرچه درد شکم، التهاب، و سایر مسائل گوارشی از علائم آشکار مشکلات روده ای هستند اما این تمام ماجرا نیست. سلامت روده شما بر فرایندهای دیگر مانند ترشح هورمون های خاص و سیستم ایمنی بدن نیز تاثیر می گذارد.
شما ناچارید به دنبال بروز هر کدام از علائم زیر، به سلامت این عضو از بدن خود شک کرده و با پزشک تان در تماس باشید:

اضطراب و افسردگی: حدود 70 درصد از سروتونین در بدن شما توسط روده ها تولید می شود. سروتونین انتقال دهنده عصبی احساس شادی است. مقادیر پایین این ماده شیمیایی سبب می شود احساس خستگی، افسردگی و اضطراب کنید.

سطوح بالای قند: دیابت مزمن ناشی از انباشت بیش از حد قند در خون شما است. اما علت دیگر آن می تواند عملکرد ضعیف روده باشد. باکتری های مفید روده در صورت آسیب دیدن، منجر به ایجاد اشکال در فرایندهای متابولیکی می شوند. این فرایندها شکر را به انرژی تبدیل می کنند.

مشکلات پوستی: شرایتی مانند آکنه و اگزما ممکن است با مشکلات روده مرتبط باشند به ویژه زمانی که در باکتری های خوب روده تغییراتی ایجاد می شود. به عنوان مثال یک اختلال شناخته شده به نام سندرم روده تحریک پذیر باعث سخت شدن هضم ذرات خاصی از مواد غذایی و ایجاد التهاب بخصوص در پوست می شود.

مسائل گوارشی: التهاب شکم، تولید گاز و اسهال از علائم واضح تغییرات در باکتری های خوب روده است. باکتری های مفید روده مسئول حفظ سلامت دستگاه گوارش هستند، ضمن این که سیستم ایمنی بدن را تقویت می کنند و حتی بر نحوه عملکرد مغز نیز تاثیر می گذارند.

تنفس بدبو: هالیتوزیس یا همان تنفس بد بو ناشی از عدم تعادل میکروبی در روده است. در شرایطی که این عدم تعادل ها در معده آغاز می شوند، در بسیاری مواقع به بخش های دیگر بدن، از جمله دهان نقل مکان می کنند. اگر دهانشویه ها و روش های درمانی خارجی دیگر موجب از بین رفتن بوی بد دهان نمی شوند، بروز مشکل در روده ها می تواند دلیل این شرایط باشد.

مشکلات خواب: اختلالات خواب می تواند نشانه ای هشداردهنده از یک عدم تعادل در مواد شیمیایی ترشح شده توسط مغز برای خواب خوب باشد. همانطور که گفته شد، 70 درصد سروتونین در روده ها ساخته می شود. هنگامی که سطوح سروتونین کاهش می یابد یا شرایط عادی ندارد، بی خوابی و اختلالات خواب از نشانه های شایع محسوب می شوند.

علاقه زیاد به شیرینی: عدم تعادل در باکتری ها به واسطه مصرف منظم قند و شیرینی ها می تواند اشتیاق بی انتها برای مصرف این نوع مواد غذایی را در پی داشته باشد. باکتری ها با این ماده که آنها را تغذیه می کند، سازگار می شوند و هنگامی که سطوح آن کاهش می یابد، آنها سوخت مورد نیاز خود را از مغز دریافت می کنند. در نتیجه، اشتهای بیشتری برای مصرف خوراکی های شیرین داشته و با گذشت زمان وزن اضافه خواهید کرد

سه شنبه, 26 شهریور 1398 ساعت 09:40

روایت جراح نخبه، از تجربه مرگش

کلینیک امید تهران: «وقتی که نفس هوا می‌شود»، سرگذشت‌نامه و خاطرات یک جراح جوان و متخصص مغز و اعصاب است که در نهایت، نبرد مرگ و زندگی را به بیماری سرطان ریه باخت، اما تا آخرین نفس به زندگی لبخند زد.
کتاب  When Breath Becomes Air  تالیف دکتر پال کالانیتی؛ جراح ۳۸ ساله دورگه آمریکایی-هندی است که تاکنون دو بار در ایران به فارسی ترجمه شده است. کالانیتی، فوق‌دکترای عصب‌شناسی از دانشگاه استنفورد بوده که توانست بزرگ‌ترین جایزه آکادمی جراحی مغز و اعصاب آمریکا را برای پژوهش‌هایش دریافت کند.
سرگذشت‌نامه و خاطرات این جراح جوان که سرانجام خودش در ماه مارس ۲۰۱۵ در ۳۸سالگی در اثر سرطان ریه چشم از دنیا فرو بست، در کتاب «وقتی که نفس هوا می‌شود»، منعکس شده است.

کتابی که برای همه طیف‌ها جذابیت دارد
 سمیرا صادقی چیمه؛ کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی که برای دومین‌بار در ایران این کتاب را به فارسی ترجمه کرده، در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا، توضیحاتی کوتاه درباره این اثر و نویسنده‌اش بیان کرد:
«این کتاب در سه بخش تدوین شده که دو بخش نخست را خودِ پال کالانیتی در زمان حیات و حتی هنگامی که با بیماری سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کرد، نوشته است و به این دلیل که دیگر زمان و توانی برای نوشتن نداشت، بخش پایانی کتاب را همسرش لوسی که یک پزشک داخلی است، نوشت. این اثر بیشتر در قالب داستانی و به‌صورتی جذاب به اتفاقات زندگی شخصی و کاری پال می‌پردازد. واقعیات منعکس‌شده در کتاب ازجمله جراحی‌هایی که انجام شده یا بازخورد بیماران، کاملا مستند بوده و تنها اسامی بیماران و به استثنای یک مورد همکارانش، تغییر کرده است. »
این مترجم همچنین به بازخوردهایی که از خوانندگان این کتاب دریافت کرده، اشاره کرد: «در بازخوردهایی که از خوانندگان کتاب داشتم، مشاهده کردم که این کتاب برای همه طیف‌ها از پزشکان تا بیماران و اطرافیان جذابیت داشته است؛ شاید به این دلیل که موضوع سرطان در جوامع امروزی شیوع بالایی دارد و طیف‌های وسیعی با انواع این بیماری درگیر هستند. دلیل دیگر جذابیت کتاب هم می‌تواند در این نکته نهفته باشد که پزشکی نابغه و سرشناس که خود به درمان و مداوای بسیاری از بیماران دچار بیماری‌های سخت پرداخته و پژوهش‌های بسیاری انجام داده، با بیماری مهلکی که در نهایت منجر به مرگش می‌شود، دست‌وپنجه نرم کرد.»
به نظر سمیرا صادقی، یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های کتاب که در نخستین سطرهای مقدمه آمده، این است: «عکس‌های سی‌تی‌اسکن را که بالا گرفتم، به وضوح قابل‌تشخیص بود؛ شُش‌ها پر از تومورهای بی‌شمار بود. ستون فقرات تغییر شکل داده و تکه‌ای از کبد به‌کلی از بین رفته بود. سرطان همه‌جا پخش شده بود. من رزیدنت سال آخر جراحی مغز و اعصاب بودم. شش سال آخر، بیشتر نتیجه این قبیل اسکن‌ها را بررسی می‌کردم، به امید اینکه شاید فایده‌ای برای بیمار داشته باشد. اما این اسکن فرق داشت. مال خودم بود. »

برش‌هایی از خاطرات خودنوشتِ پال کالانیتی
«در دوران جوانی‌ام مذهبی‌تر بودم، طوری که می‌توانستم کشیش شوم، چون نقشی مذهبی داشت که من دنبال آن بودم. با تغییر طرز فکرم، رضایت‌نامه‌ای درست کردم که با آن یک بیمار تکه‌کاغذی را امضا می‌کرد و اجازه عمل جراحی می‌داد، نه اینکه به‌عنوان کاری حقوقی در تعیین هرچه سریع‌تر تمام خطرها بود، مثل صدای روی تصویر در یک آگهی بازرگانی برای معرفی دارویی جدید، بلکه فرصتی بود برای عهد با هم‌وطنی رنج‌دیده. اینجا ما با هم هستیم و روش‌هایی وجود دارند که از طریق آن‌ها قول می‌دهم شما را به بهترین صورتی که می‌توانم با آن‌ها هدایت کنم. با این ویژگی در دوران رزیدنتی، کارآمدتر و کارکشته‌تر شده بودم. بالاخره توانستم کمی آسوده شوم. دیگر سعی کردم به زندگی محبوب خودم بچسبم. حالا دیگر مسئولیت کامل سلامت بیمارانم را می‌پذیرفتم. »
«چرا من در لباس یک جراح قدرتمند بودم، اما در لباس یک بیمار، اینقدر مطیع و آرام بودم؟ حقیقت این بود که در مورد درد کمرم بیشتر از آنچه خانم دکتر می‌گفت، می‌دانستم. نیمی از تحصیلاتم به‌عنوان جراح مغز و اعصاب در خصوص اختلالات ستون فقرات بود، اما احتمال داشت لغزش ستون فقرات باشد. درصد قابل‌توجهی از جوانان به آن مبتلا می‌شوند، اما سرطان ستون فقرات در دهه سوم زندگی شخص؟ احتمال این موضوع نمی‌تواند بیشتر از یک در ده‌ هزار باشد. حتی اگر احتمالش صد برابر شایع‌تر بود، بازهم لغزش ستون فقرات کمتر بود. شاید فقط خودم را باخته بودم. »
«دست‌بند پلاستیکی را که همه بیماران می‌بستند، روی روپوش آشنای آبی کم‌رنگ بیمارستان بستم. از جلوی پرستارانی که به اسم می‌شناختم، رد شده و در اتاقی پذیرش شدم؛ اتاقی که صدها بیمار را در طول سال‌ها دیده بودم، با بیماران نشسته بودم و در مورد بیماری‌های لاعلاج و عمل‌های پیچیده توضیح داده بودم. در این اتاق، به بیمارانی که بیماری آن‌ها درمان شده بود، تبریک گفته بودم و نظاره‌گر شادی آن‌ها بودم که به زندگی برگشته بودند؛ در این اتاق، مرگ بیمار را اعلام کرده بودم. روی همین صندلی نشسته بودم، دست‌هایم را در همین روشویی شسته بودم، دستورالعمل‌ها را روی تخته سفید با خط خرچنگ‌قورباغه نوشته بودم و تقویم را زیرورو کرده بودم. حتی در لحظه خستگی و از پاافتادگیِ محض آرزو داشتم روی این تخت دراز بکشم و بخوابم. حالا اینجا دراز کشیده و کاملا بیدار بودم. »
 

سخن آخر؛ لوسی کالانیتی
«هنگامی که زمستان جایش را به بهار داد، مگنولیای نعلبکی‌شکلی که در همسایگی‌مان بود، شکوفه‌های بزرگ و صورتی داده بود، اما سلامتی پال به سرعت در حال نزول بود. اواخر فوریه، او نیاز به اکسیژن مکمل پیدا کرد تا تنفسش را راحت انجام دهد. من ناهار دست‌نخورده‌اش را به صبحانه دست‌نخورده‌اش اضافه کردم و در سطل آشغال ریختم و چند ساعت بعد، شام دست‌نخورده را به همان کُپه اضافه کردم. او عاشق ساندویچ‌های رول‌شده تخم‌مرغ، سس و پنیر من بود، اما با کاهش اشتهایش، ما آن‌را به تخم‌مرغ و نان تست تغییر دادیم و بعد فقط تخم‌مرغ و تا اینکه حتی آن‌ها هم برایش تحمل‌ناپذیر شدند. حتی نوشیدنی‌های محبوبش، آن لیوان‌هایی که من با مقدار ثابتی از کالری‌ها پر می‌کردم، به‌نظرش بدمزه بودند. »
«ما آخرین شنبه پال را با خانواده در گوشه دنج اتاق نشیمنمان گذراندیم. پال، کِیدی را روی دسته صندلی‌اش نگه داشته بود، پدرش روی صندلی پرستاری من نشسته بود، من و مادرش هم نزدیک او روی مبل نشسته بودیم. پال برای کِیدی آواز می‌خواند و کِیدی به آرامی با حرکت لب‌های او جست‌وخیز می‌کرد. کِیدی به پهنای صورتش می‌خندید، بی‌توجه به لوله‌ای که اکسیژن را به بینی پال می‌رساند. دنیای پال کوچک‌تر شده بود. من عیادت‌کننده‌هایی غیر از خانواده را نمی‌پذیرفتم. پال به من می‌گفت: «می‌خواهم همه بدانند که حتی اگر من آن‌ها را نبینم، دوستشان دارم. من دوستیِ آن‌ها را گرامی می‌دارم و یک فنجان چای بیشتر آن‌را تغییر نخواهد داد. » او آن روز هیچ‌چیزی ننوشت. فقط نسخه خطی این کتاب تا حدودی تمام شده بود و پال اکنون می‌دانست که بعید است آن‌را تمام کند. به وضوح بعید است که بُنیه و زمان این کار را داشته باشد.
«این کتاب، ضرورت سرعت در مقابل زمان را نقل می‌کند، از داشتن چیزهایی مهم برای گفتن. پال با مرگ مواجه شد، آن‌را امتحان کرد، با آن کلنجار رفت، به‌عنوان یک پزشک و بیمار پذیرفتش. او می‌خواست به مردمی که مرگ را می‌فهمند و با فناناپذیری‌شان مواجه‌اند، کمک کند. مردن عجیب نیست، اما در حال حاضر، مردن کسی در دهه چهارم زندگی‌اش عجیب است...»