چهارشنبه, 07 آبان 1399 ساعت 07:38

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

شنیدن نام سرطان خود به تنهایی نیز می‌تواند ترسناک باشد، ابتلا به آن از شنیدن نامش نیز دشوارتر است. سرطان سینه یا پستان یکی از رایج‌ترین و خطرناک‌ترین سرطان‌ها بین زنان در سراسر جهان است. اگرچه مردان نیز ممکن است به سرطان سینه مبتلا شوند، اما احتمال ابتلا به این بیماری در زنان بسیار بیشتر است. سرطان سینه علائم بسیاری دارد. برخی از این علائم شامل توده در پستان، تغییر شکل پستان، گودی پوست، ترشح مایع از نوک پستان، یا پوسته شدن قسمتی از پوست می‌باشند. در صورتی که سرطان سینه به حالت پیشرفته برسد، درمان آن دشوارتر شده و حتی در مواردی امکان درمان وجود نخواهد داشت.

عوامل متعددی می‌توانند منجر به ابتلا به سرطان سینه شوند. برخی از این عوامل شامل مرض چاقی، عدم تمرین فیزیکی، نوشیدن نوشیدنی‌های الکلی، درمان جایگزینی هورمون در طول یائسگی، پرتو‌های یونی و اولین قاعدگی در سنین پایین می‌باشند. تشخیص سرطان سینه با انجام یک نمونه‌برداری از توده مربوط تأیید می‌شود. پس از تشخیص سرطان، آزمایش‌های بیشتری انجام می‌شوند تا مشخص شود که آیا سرطان به قسمت‌های دیگر بدن نیز سرایت کرده‌است یا خیر و چه درمان‌هایی ممکن است نسبت به بیماری واکنش نشان دهند.

بر اساس نتایج یک تحقیق، دارو‌های ارزان قیمتی که معمولاً برای تقویت استخوان مصرف می‌شوند می‌توانند مرگ و میر ناشی از سرطان پستان را کاهش دهند. بیس فسفونات‌ها عمدتاً برای جلوگیری از تحلیل استخوان در افراد مبتلا به پوکی استخوان استفاده می‌شوند. این دارو‌ها از تغذیه هر سلول سرطانی که در استخوان گسترش می‌یابد، جلوگیری می‌کنند و به این ترتیب رشد سلول‌های سرطانی را متوقف می‌سازند.

در ادامه تجربیات و داستان‌هایی از ۲ بیمار مبتلا به سرطان سینه را می‌خوانید. خواندن این تجربیات می‌تواند برای شما مفید و کارآمد باشد.

امید خود را از دست ندهید
مهناز ۴۵ ساله از ۳۷ سالگی به این بیماری مبتلا بوده و متوجه آن نبوده است. به گفته خودش در همان ۳۷ سالگی، هنگامی که فرزند دومش را شیر میداده سینه سمت چپش به کل خالی از شیر بوده؛ در آن زمان علت را نمی‌دانست، اما حالا می‌داند که دلیل آن همان غده درون سینه‌اش بوده است. مهناز می‌گوید: «هفت سال بعد از دوران شیردهی یعنی ۴۰ سالگی‌ام کمی که آن را فشار می‌دادم از آن آب بیرون می‌آمد که به قول دکتر خطرناک بود و البته چرک و خون از آن خطرناکتر است. متخصصان می‌گفتند سرطان در ناحیه سینه درد ندارد و اگر دردی در آن ناحیه است، مطمئن باشید از نوع سرطان نیست.»

پزشک متخصص مهناز به او می‌گوید که اگر غده تا سه ماه آینده رشد کند، باید جراحی شود و در صورت نیاز باید هر دو سینه فورا تخلیه شوند. پس از سه ماه مشخص شد که غده از نوع بسیار خطرناک و کشنده است و مهناز باید سریعا تحت جراحی قرار بگیرد. به گفته خودش: «زمان جراحی به من گفتن ممکنهمجبور شیم سینه‌ات رو تخلیه کنیم. برای این کار از من رضایت گرفتن و من با آرامش تسلیم دستور پزشک شدم. بعد از عمل متوجه شدم که سینه‌ام تخلیه نشده، اما قسمتی به اندازه تخم مرغ خالی شده بود که برای در نظر گرفتن زیبایی، اونو پر کرده بودن. بعد از عمل، شیمی‌درمانی شروع شد.»

مهناز از آن دسته افرادی است که اعتقاد بسیار زیادی به خدا دارد و معتقد است خدا هرچیزی که به صلاح انسان باشد پیش خواهد آورد. همین موضوع سبب گشت که مهناز هرگز امیدش را از دست ندهد. در طول مدتی که مهناز تحت شیمی درمانی بود، شرایط بسیار سختی را تحمل کرد، ولی حالا پس از گذشت چند سال از دوران شیمی درمانی او، کاملا بهبود در حال روانی و جسمی او به وضوح دیده می‌شود.

مهناز در ارتباط با بهبودش می‌گوید: «هنوز تحت نظرم و داروهام رو استفاده می‌کنم. بعضی از آشنایان که این مشکل رو داشتند، از خوردن قرص‌ها خسته شده بودن و رها کردن، بیماری به کبدشون سرایت کرد و از دنیا رفتن. اما من هرگز امیدم رو از دست ندادم. باید به خدا امیدوار بود و بهش اعتماد کرد. همه‌چیز روبراه می‌شه. اتفاقات قشنگی می‌بینیم. به شرطی که حال ما وقتی با واقعه تلخی روبه‌رو می‌شیم، با حالمان در زمانی که با خوشی‌ها مواجه می‌شیم یکسان باشه.»

 

پزشک متخصص را بیابید

سهیلا و همسرش محمد ۲ سال بود در تلاش بودند که بچه‌دار شوند، اما تلاش‌شان بی‌فایده بود تا اینکه سرطان سینه‌ی سهیلا تشخیص داده شد. همین خبر برای تخریب حال روحی و جسمی هر دو طرف کافی بود. سهیلا تحت درمان قرار گرفت و پزشکان مجبور شدند یکی از سینه‌های او را تخلیه کنند. در همین میان سهیلا با علائم دیگری از جمله حالت تهوع و نامنظم شدن زمان پریود مواجه شد. پزشک متخصصش برایش آزمایش نوشت و تشخصیص داده شد که سهیلا حامله است. شاید این خبر می‌توانست بهترین خبر تمام عمر سهیلا باشد، اگر در این شرایط و با این حال جسمی و روحی آن را نمی‌شنید.

خودش در ارتباط با احساساتش در آن روز‌ها می‌گوید: «من به کل به هم ریخته بودم. همزمان داشتم حس‌های مختلفی رو تجربه می‌کردم. ترس، استرس، شادی، گیج شدن، دو دلی و … هم من و هم همسرم بخاطر حاملگی من خوشحال بودیم، اما شرایط مناسب نبود.»

هم سهیلا و هم همسرش تماما به فکر سقط جنین بودند تا اینکه کسی به همسر سهیلا پزشک خوبی را معرفی می‌کند. پزشک پس از بررسی نوزاد و مادر می‌گوید که می‌تواند حتی در حاملگی هم او را درمان کند. همین حرف پزشک امیدی می‌شود برای سهیلا و محمد تا با سرطان سینه سهیلا مبارزه کنند و آن را شکست ندهند. وقتی انسانی انگیزه‌ای برای بهبود داشته باشد، سریع‌تر بهبود می‌یابد.

دلیل اینکه سرطان سینه روی بارداری تاثیری ندارد این است که غدد سینه ارتباطی با قسمت‌های دیگر بدن مانند هورمون‌ها ندارند. سرطان سهیلا نیز از نوع بدخیم بوده و اگر بهبودی حاصل شده است، اول از همه پزشک معالج او در این زمینه متخصص بوده است و دوما روحیه خوب و امیدوار او نسبت به بهبودی کامل می‌باشد.

سهیلا به عنوان فرد حامله‌ای که تحت درمان قرار گرفت و بهبود یافت می‌گوید: «باید پیگیر بیماری باشید. باید بهترین پزشک‌ها رو پیدا کنید و مطمئن‌ترین روش‌ها رو انتخاب کنید. ممکنه طول درمان شما تا سال‌ها طول بکشه و یا حتی تا آخر عمرتون مجبور باشین دارو مصرف کنید. در این صورت باید با صبر و بردباری منتظر باشید تا هر بار نتیجه‌ای که از آن روش گرفتید را بررسی کنید.»

خواندن 48 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 07 آبان 1399 ساعت 07:38

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.