بانک جامع اطلاعات سرطان

Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/tehrancanc/public_html/plugins/content/article3/article3.php on line 9
تحقیقات علمی در حوزه سرطان استخوان

تحقیقات علمی در حوزه سرطان استخوان (3)

نویسندگان: 

مداح قدرت اله, باقري رضا, سعيدي ساعدي حميد, رودباري سيده ستاره, صادقيان محمدهادي, محمديان روشن نعم
چکیده: 
مقدمه: ارزيابي ايمونوهيستوشيمي و واکنش هاي زنجيره پلي مراز کمي نمونه هاي مغز استخوان حاصل ازرزکسيون دنده مبتلايان به سرطان مري نشان مي دهد که در بالغ بر 90% موارد، حاوي سلول هاي بدخيم مي باشد، ولي ارتباط باليني چنين يافته هايي نامعلوم است.
هدف: تعيين ميزان درگيري مغزاستخوان در اين بيماران و ارتباط آن با يافته هاي باليني و آسيب شناسي تومور.
مواد و روش ها: از ابتداي سال 1387 لغايت فروردين 1388، 43 بيمار دچار سرطان مري، مراجعه کننده به بيمارستان قائم و اميد مشهد که کانديد جراحي ترانس توراسيک بودند را انتخاب نموده(بدون دريافت درمان هاي نئواجوانت)، نمونه مغز استخوان دنده آنها با رنگ آميزي هماتوکسيلين-ائوزين(H&E) براي شناسايي سلول هاي بدخيم و ايمونوهيستوشيمي سيتوکراتين براي تشخيص سلول هاي ميکرومتاستاتيک بررسي کرديم. نتايج با مشخصات هيستوآسيب شناسي تومور اوليه از نظر مرحله T، مرحله N، طول درگيري، تمايز تومور و مشخصات فردي بيمار نظير سن و جنس مقايسه شدند.
نتايج: متوسط سن بيماران 9،60 سال (70-51 سال) و نسبت مرد به زن9،2 بود. 38 بيمار (4/88%) دچار کارسينوم سلول سنگفرشي و 5 بيمار (6/11%) دچار آدنوکارسينوم مري بودند. در 9 مورد (9/20%) رنگ آميزي هماتوکسيلين- ائوزين و در 13 مورد (2/30%) نتيجه رنگ آميزي ايمونوهيستوشيمي مثبت بود. از نظر آماري ارتباطي بين نوع آسيب شناسي و مرحله T با مثبت شدگي رنگ آميزي هماتوکسيلين- ائوزين و ايمونوهيستوشيمي سيتوکراتين بدست نيامد(p=0.277 ، p=0.153) و (p=0.221 ، p=0.097). در مقابل ارتباط کاملا معني دار بين ميزان درگيري مغز استخوان با ميزان درگيري غدد لنفاوي مدياست و درجه تمايز تومور وجود داشت(p=0.008 ، p=0.001) و (p=0.002 ،p=0.001).
نتيجه گيري: براساس مطالعه ما، درگيري مغز استخوان حاصل از دنده مبتلايان به سرطان  مري با درجه تمايز و مرحله N بيماران مرتبط بود ولي با ساير خصوصيات باليني آسيب شناسي اين سرطان ارتباط آماري نداشت. بنابراين، ابتلاي مغز استخوان در بيماران منطقه جغرافيايي ما اندک است.

متن اصلی
 

 

نویسندگان: 

صغيري زهرا, صالح مقدم مسعود, سرمدنبوي سيدمحمد, ملوندي اميرمحمد
چکیده: 
سابقه و هدف: آلکالوئيدهاي وينکا، آلکالوئيدهاي ديمريک کاتارانتوس روزئوس، خانواده اي از داروهاي ضد ميتوزي مي باشند که در شيمي درماني سرطان بر عليه انواعي از تومورهاي هماتولوژيکي و جامد مورد استفاده قرار مي گيرند. به اين ترتيب که اين ترکيبات با زير واحدهاي توبولين برهمکنش مي دهند و از خودآرايي ميکروتوبول ممانعت مي نمايند که اين امر جداسازي کروموزومي ناهنجار را در سلول هاي در حال تقسيم القا مي کند و منجر به آنيوپلوئيدي مي شود. هدف اين مطالعه بررسي اثرات وين-کريستين (VCR)، مهم ترين و طبيعي ترين (توليد شده در واکوئل گياه) عضو خانواده آلکالوئيدهاي وينکا، بر القا ناهنجاري کروموزومي در سلول هاي مغز استخوان موش نر Balb/c در شرايط in vivo مي باشد.
مواد و روش ها: دوزهاي مختلفي از وين کريستين ابتدا از مسير داخل صفاقي به حيوانات تزريق گرديدند. بعد از 24 ساعت، حيوانات کشته شدند و سلول هاي مغز استخوان آن ها به منظور بررسي ژنوتوکسيسيتي و القا ناهنجاري با استفاده از سنجش ميکرونوکلئوس مورد ارزيابي قرار گرفت. داده ها توسط آناليز آماريANOVA  و با استفاده از نرم افزار PASW18 بررسي و تاييد گرديدند.
يافته ها: وين کريستين به طور معني داري (P<0.05) تشکيل ميکرونوکلئوس ها را در تمام دوزها در اريتروسيت هاي پلي کروماتيک القا نمود. اين ماده ژنوتوکسيسيتي را در مغز استخوان موش ها القا کرد و موجب آسيب ميتوزي قابل رديابي گرديد.
نتيجه گيري: نتايج آشکار کردند که وين کريستين توانايي بالايي براي القا تشکيل ميکرونوکلئوس در شرايط in vivo در سلول هاي مغز استخوان طبيعي در موش Balb/c دارد. نتايج حاضر مي تواند در تحقيقات و بررسي چگونگي ايجاد ناهنجاري کروموزومي و سرطان مورد استفاده قرار گيرد.
 
كليد واژه:

وينکريستين، ميکرونوکلئوس، سلول هاي مغز استخوان، ژنوتوکسيسيتي
 

متن اصلی

نویسندگان: 

قديري صوفي فرهاد, حداد پيمان, مهدي فر جهانگير, زراعتي حجت
چکیده: 
درمان متاستازهاي استخواني، بيش از 10% کار يک بخش راديوتراپوتيک انکولوژي را تشکيل مي دهد. اين متاستازها موجب درد شديد، استفاده از مواد مخدر، محدوديت حرکت و کلا باعث کاهش کيفيت زندگي بيماران مي شوند. با توجه به اينکه يک درمان خوب پالياتيو (تسکيني) بايد فراگير، بدون عارضه و سريع باشد، بر آن شديم اثر بخشي راديونوکلايداسترانسيم 89 (89Sr) را با توجه به عوامل فوق در کاهش درد بيماران بيازماييم.
استفاده از (89Sr) در بخش راديوتراپوتيک انکولوژي انستيتو سرطان از سال 1370 آغاز و تا پايان سال 1377 در 91 بيمار به کار برده شده است.
طي اين بررسي، پرونده هاي 80 بيمار مبتلا به متاستازهاي استخواني ناشي از سرطان هاي پستان و پروستات از کل 91 بيمار مبتلا به متاستازهاي استخواني که براي آنها (89Sr) تزريق شده بود، جدا شد. در 35 بيمار که به طور کامل پيگيري و بررسي شده بودند، (89Sr) در 65% موارد موجب کاهش درد شده بود (40% پاسخ کامل و 25% پاسخ نسبي). عوارض جانبي تقريبا ناچيز و کيفيت زندگي بيماران در موارد تاثير مثبت دارو، افزايش يافته بود. از نظر نوع سرطان اوليه و سن بيمار، رابطه معني داري با پاسخ به درمان يافت نشد.
در نهايت درمان متاستازهاي استخواني ناشي از سرطان هاي اوليه پستان و پروستات توسط 89Sr در بخش ما با نسبت بالايي از پاسخ بدون عوارض جدي همراه بود.
كليد واژه:

متاستاز استخواني، پرتودرماني، استرانسيم 89، سرطان پستان، سرطان پروستات


 متن اصلی